سديد الدين محمد عوفى

222

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و تكليف واجب داشت « 1 » . پير سرگردان در اضطراب آمد و در درياى ندامت غريق « 2 » شد « 3 » و سرگشته و بيچاره « 4 » دست و پاى زدن گرفت « 5 » و گفت : اگرچه پيغمبر عليه الصلاة و السّلام فرموده است لا يلدغ المؤمن من حجر « 6 » مرّتين ، اما من بيچاره از راه ضلالت و نادانى به خدمت ايشان مغرور گشته « 7 » و از سر جهالت و ابلهى به زرق و تمويه ايشان فريفته شدم « 8 » ، اين كرّت ذيل « 9 » عفو و تجاوز بر حال من پوشيده داريد و از « 10 » حضرت ايزد تعالى عصمت خويش « 11 » را « 12 » اميدوار گرديد « 13 » تا « 14 » در روز عرض « 15 » و « 16 » شمار « 17 » ، معايب شما را به سترو « 18 » عنايت خويش و به رحمت خود « 19 » مستور دارد . امير عسس را از « 20 » ين كلمات « 21 » رقت آورد « 22 » و بر پير و شكستگى او رحم آورد « 23 » و مر « 24 » آن شخص را كه مشرف بود گفت : ذكر حال اين كرت نيز « 25 » به سمع امير المؤمنين مرسان تا او را بگذارم « 26 » . احابت نمود و دست از تعرض او بداشت « 27 » . شب سوم او را يافتند هم بدان منوال

--> ( 1 ) مپ 2 و مج - مبالغت . . . . داشت ( 2 ) مپ 2 : غرق ( 3 ) مج : گشت ( 4 ) مج - و سرگشته و بيچاره ( 5 ) مپ 2 : مىزد ( 6 ) متن و مپ 2 : فى الحجر ( 7 ) مج : گشتم ( 8 ) مپ 2 - و از سر جهالت . . . شدم ( 9 ) متن و مپ 2 : ديگر ( 10 ) مج و بنياد : تا ( 11 ) بنياد : خود ( 12 ) مج و بنياد - را . ( 13 ) مپ 2 : گردانيد ، مج : حارس شما گرداند ، بنياد : حارث شما گرداند ( 14 ) مج و بنياد : و ( 15 ) مج و بنياد + اعمال ( 16 ) مپ 2 - و ( 17 ) مج و بنياد - و شمار ( 18 ) مج و بنياد - و ( 19 ) مج و بنياد : مخفى و ( 20 ) مج و بنياد - از ( 21 ) مج و بنياد + در ( 22 ) هر سه نسخه آورد ، تصحيح قياسى است ( 23 ) هر سه نسخه آمد ، تصحيح قياسى است ( 24 ) مپ 2 - را ازين ، كلمات . . . آورد و مر ( 25 ) متن : حال اول و آن ، مپ 2 : او برين نمط است اين را ، مج - نيز ( 26 ) مپ 2 + او ، مج + وى ( 27 ) مپ 2 : بداشتند